محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

87

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

و نيز ويژگىها و هرچه بر خلاف و نقيض آن است ، تلاش كنيم : 1 - ريشه‌هاى تعهّد و الزام اخلاقى فيلسوف فرانسوى ، هانرى برگسون ، در تحليل عميق خود از الزام اخلاقى ، توانسته است ، دو مورد از ريشه‌هاى آن را كشف كند : نخست ، نيروى فشار اجتماعى است ، و ديگرى نيروى جذب پردامنهء انسانيّت كه از كمك الهى تغذيه مىكند . اين نيرو از نيروى قبلى بسى توانمندتر و فعّالتر است . وى نظريهء خود را چنين تفسير كرده است : ما نقشى را بازى مىكنيم كه جامعه برايمان تعيين مىكند و به همان راهى كه براى ما ترسيم كرده مىرويم و زمام خود را در اين راه به حركت جامعه مىسپاريم و آن عادتا هر روز راهى را براى ما مشخّص مىكند كه انديشهء ما در آن دخالت ندارد . اين عادت ما بيشتر به غريزهء زنبور عسل و يا مورچه شباهت دارد اين همان چيزى است كه طبق معمول ، انجام وظيفه ( اداى تكليف ) ناميده مىشود . اگر لحظه‌اى بخواهيم مقاومت كنيم و يا بخواهيم از حركت آن منحرف شويم ، بلافاصله - خواسته يا ناخواسته - چيزى نگذشته با برترى اين نيروى مسلّط بر حيات اجتماعى ، دوباره به حال اوّل برمىگرديم . امّا اين نقش با حركت اجتماعى كه گفتيم از جهات ديگر ، اختلاف كامل دارد . و درحالىكه اخلاق عمومى ، اثرى نشأت گرفته از قدرت اجتماعى است ، مىبينيم اخلاق افراد ممتاز همين جامعه ، نظر به سوى بالاترين الگو دارند و اين حركت ، حركت بر بال عشق به آفريدگار است كه نه تنها رو به سوى رفتار و سلوك فرد و برتر از آن را ندارد ، بلكه بر آن است تا جامعه را با خود بكشد و به جاى اين‌كه جامعه او را رهبرى كند ، او مىكوشد تا رهبرى جامعه را به دست گيرد . « 1 » اگر به اين گفتهء برگسون به دقت بنگريم - علاوه بر اين‌كه توصيف و تحليلى از واقعيّت معيّنى است كه آن را در تجربه نيز خواهيم يافت - امكان دارد كه بگوييم وى از بسيارى اركان و ريشه‌ها غافل نبوده است .

--> ( 1 ) - ر ك : برگسون ، ريشهء اخلاق و دين فصل اوّل ( Les deux Sources de la morale et de la religion - ch - 1 . )